تبليغاتX
پر واز

پر واز

پر من باز ولی رفته ز یادم پرواز / من که پرواز ندیدم چه کنم با پر باز

 

شروع شعر من شدی نمی رسد به آخر اين
به داد دل نمی رسی چرا اميد آخرين؟

هنوز هم به ياد تو پر از ترانه مي شوم
ولی نمی رسد به تو صدای من كه نازنين

مخاطب هميشگی تو باز هم كه غايبی
شبی به خواب من بيا فقط ببينمت همين

تو را رها نمی كند دلم ،خودت كه شاهدی
چه داشت چشم مست تو در آن نگاه واپسين؟

 

ببخش چشم من اگر به گريه مبتلا شده
كمی صبور تر بيا دل شكسته ام ببين

ببین که یادگار تو دو چشم خيس من شده
و يك دل پر التهاب و داغ دوريت همين!

 

"یگانه مرادیان" 


+نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/16ساعت0:31توسط یگانه مرادیان | |

 

...وای ما چقدر خوشبختیم

زمانی به وسعت یک روز به نام ماست

بی خیال ۳۶۴ روز دیگر

زندگی شاید همین یک روز باشد

که به نام ماست ـ و نه از آن ما ـ

و شاید بتوان طعم تلخ یک سال را

با شیرینی تند این روز از یاد برد

و همچنان شادمان و مبهوت فریاد زد:

« وای ما چقدر خوشبختیم !»

 

 "یگانه مرادیان"

+نوشته شده در شنبه 1387/08/11ساعت23:42توسط یگانه مرادیان | |

 

(عکس قرن) 

 

زندگی در قرن وحشت اینچنین بی رنگ و روست

مرده خواران را چنین جان دادن ما آرزوست

 

آه ما هم می رویم از این زمین دل می کنیم

بعد رفتن بر سر اجساد بی جان های و هوست

 

بی شک اینجا عقربه چون ما اسیر جاده شد

کاین چنین در تار و پود لحظه ها در جستجوست

 

نغمه هامان در سکوتی بی تپش از یاد رفت

دیگر این آوای غم کی می رود تا کوی دوست؟

 

ما ز هم دوریم و اما با غم هم آشنا

قلب من با وحشت بیگانگی ها روبروست!

 

« یگانه مرادیان» 


 

+نوشته شده در جمعه 1387/08/03ساعت20:10توسط یگانه مرادیان | |