تبليغاتX
پر واز -

پر واز

پر من باز ولی رفته ز یادم پرواز / من که پرواز ندیدم چه کنم با پر باز

 

 

 

 

طلوع یک صدا شدی در این سکوت تار ما

دو بال بی قفس شدی برای بسته بال ها

 

چراغ...نه!...ستاره...نه!... تو آفتاب ما شدی

که از دل شب آمدی و صبح کرده ای بپا

 

و بعد تو برای من چه آسمان غریبه شد

نه یک سپیده سر زده نه یک طلوع آشنا

 

چه حرف ها که بر لبم اسیر این سکوت شد

شهامتی نمانده تا که سر دهم ترانه را

 

تمام خاطرات تو اگر چه گم شده ولی

به خاطر تو زنده ام به یاد آن بهار ها

 

" یگانه مرادیان"

+نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت23:21توسط یگانه مرادیان | |